شنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۱ ه‍.ش.

به یاد امیر جوادی فر در سومین سالگرد پروازش

امیر جوادی فر متولد ۱۳۶۳ در رشت و دانشجو مدیریت دانشگاه آزاد قزوین  بود. در ۱۸ تیر سال ۱۳۸۸ در تظاهرات جنبش سبز دستگیر و  در بازداشتگاه کهریزک تحت شکنجه  کشته شد. امیر در ۱۸ تیر در محدوده امیر آباد توسط لباس شخصی‌‌ها مصدوم میشود. بر اثر شکستگی به بیمارستان لاله در شهرک غرب انتقال داده میشود. بعداز مداوا به بازداشتگاه کهریزک برده میشود و بر اثر شکنجه در همان جا جان خود را ازدست میدهد.

جمعه ۱۶ تیر ۱۳۹۱ ه‍.ش.

پارسی‌ را پاس بداریم !

اعراب به ما آموختند به جای خوراک بگوییم غذا که خود به ادرار شتر میگویند !!!!!
اعراب به ما آموختند به جای واق واق سگ بگوییم پارس که نام اولیه سرزمینمان است!!!!!
اعراب به ما آموختند بگوییم شاهنامه آخرش خوش است... ... چون آخر شاهنامه ایرانیان از اعراب شکست می خورند!!!!!
.
.
.

حال وقت آن نرسیده فرهنگ ریشه ای خود را از این همه نا آگاهی رها کنیم ؟؟
به یزدان که گر ما خرد داشتیم کجا این سرانجام داشتیم

یکشنبه ۱۱ تیر ۱۳۹۱ ه‍.ش.

مغز‌های فاحش

 
نگاه که هرزه باشد٬ حجاب هم که داشته باشی، آنجور که میخواهند تو را تصور میکنند.
پس فکری به حال مغز‌های فاحش  بکنیم نه حجاب زنان!

یکشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۱ ه‍.ش.

رسم زمونه -به یاد جانباختگان جنبش سبز

اسم آهنگ رسم زمونه است با صدای رسول نجفیان



پیشنهادی است برای متحد کردن و هماهنگ کردن همه نیروها

جمهوری اسلامی تا به امروز در حال جنگ علیه مردم ایران به سر می برد! جنگی تمام عیار. برای پیروزی در این جنگ، باید دشمن خود را بشناسیم، تاکتیکها و برنامه ریزیهایی برای پیشرفت داشته باشیم و قبل از هر چیز، هدف مشخص و مشترکی داشته باشیم. مسولیتها و وظایف را به دو دسته تقسیم کنیم. دسته اول را برای دوستان خارج از کشور و دسته دوم برای دوستان داخل کشور، تقسیم بندی و اطلاع رسانی کنیم. چون دو جهبه اصلی این جنگ، داخل و دیگری خارج از ایران است.
در جبهه داخلی، جمهوری اسلامی به طور مکرر و مداوم با ایجاد بحرانهای مصنوعی یا دعواهای زرگری، باعث بلند شدن صدای معترضین میشود. در این صورت دگراندیشان و بلندترین صداها را دستگیر و اعدام میکند و دیگران را شناسایی.
در جبهه خارجی، با انداختن تفرقه میان احزاب و گروهای سیاسی و اپوزیسیون از طریق "ماموران نفوذی" خود، که به ظاهر مخالف جمهوری اسلامی هستند، مانع اتحاد ایرانیان خارج از کشور میشود.

راه حل:
- قدم اول را باید ایرانیان خارج از کشور بردارند، تا از این طریق جان ایرانیان داخل کشور به خطر نیافتاد.
- گردهم آوردن همۀ ایرانیان مخالف رژیم. این گردهمایی میتواند در اینترنت شکل گیرد تا ایرانیان تنها یک نقطه مشترک برای مراجعه و دریافت اطلاعات داشته باشند. این سایت نمایانگر اتحاد اپوزیسیون میشود و اخبار همیشه موثق خواهد بود. در این سایت اینترنتی حزبهای سیاسی، اقلیتهای مذهبی، گروه ها و اتحادیه ها ...همه جایگاهای جداگانه خود را دارند و میتوانند زیر یک سقف افکار و نظراتشان را برای مردم تشریح کند و به فعالیت بپردازند.
- این سایت میتواند برای تاسیسِ چهارچوب یک "قانون اساسی جدید" استفاده شود، که در نوع خود، نگارش اولین "قانون اساسی آنلاین" خواهد بود.
- نقطه مشترکی که میتواند باعث تشویق همه ایرانیان (با هر افکار و عقاید) باشد، استفاده از "منشور جهانی کورش" به عنوان این چهار چوب برای نگارش "قانون اساسی نوین ایران" است.
- پیدا کردن شرایطی که از طریق آن همه ایرانیان بتوانند در تالیف این قانون اساسی سهیم یا حداقل نظردهی کنند (شبیه سایت آزادگی یا بالاترین، از لحاظ دادن امتیاز و رای گیری).
- تمام چهرهای سرشناس و مخالف رژیم، مثل: شیرین عبادی، جمهوری خواهان، رضا پهلوی، میر حسین موسوی، رجوی ها ، بنی صدر، احزاب توده، مهدی کروبی...(دوستان همه ما ایرانی ومخالف رژیم هستیم، هر چه بیشتر، بهتر. بعد از آزادی ایران، هر کسی میتواند در چهار چوب همین قانون اساسی، پاسخگوی مردم باشد)، هنرمندان مردمی: محسن نامجو، مخملباف، داریوش اقبالی.... استادان دانشگاها.... در یک کمپین تبلیغاتی ماهواره ای - اینترنتی وسیع، در کنار هم، در یک ائتلاف بزرگ، یک آلترناتیو فقط برای آزادی ایران به ایرانیان داخل کشور ارائه دهند. چرا که ایرانیان به دلیل "ماموران نفوذی رژیم" نمیدانند به چه کسی یا چه سایتی میشود اعتماد کرد و به چه کسی نمیشود اعتماد کرد. در این آلترناتیو نباید فقط به احزاب سیاسی توجه کرد، بلکه تمام اقلیتهای اجتماعی مثل: قومها، زنان، کارگران، همجنسگرایان....(به منظور هماهنگ کردن و یکپارچه ماندن ایران و ایرانیان داخل). نکته خیلی مهم، از تفرقه پرهیز کنیم.
- دوستان شاید لازم به یاد آوری نباشد، ولی اگر گروهی (چه سیاسی، چه اجتماعی) پشت درهای بسته آیندۀ ایران بماند، دیر یا زود همین گروه با توسل به زور، مصمم به ورود خواهد شد.
پس چه زیبا خواهد بود، که از نیروی تمام گروهها برای رسیدن به هدفمون نهایت استفاده رو ببریم.
- از این طریق، نیاز به رهبر جنبش هم از بین میرود. چرا که تمام احزابی که برای آزادی ایران فعالیت میکنند، در یک نقطه متمرکز هستند و تمام حرکتهای مردمی میتوانند هدفمند، برنامه ریزی شده و هماهنگ هدایت شوند.
-آشتی ملی میتواند یکی دیگر از نتیجه های حاشیه ای این ائتلاف باشد، زیرا ایران متعلق به تمامی ایرانیان است.
مهمترین، اولین و والاترین هدف، آزادی ایران هست، بعد نظرات سیاسی.
این قانون اساسی را ما باید قبل از سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی تهیه کنیم، تا بلایی که بعد از بهمن ۵۷ به سر ایران آمد، دوباره تکرار نشود.
اجازه ندهیم که با اسم اسلام بی هویت شویم. چرا که هویت ما، کشور ماست، نه دین ما !!
چو ایران نباشد تن من مباد.